save target as را بزنید و دانلود کنید
****** حتما به آرشیو مطالب سر بزنید *******
یـــــــــــــــــــــــــــــــــــا حسیـــــــــــــــــــــــن
{
هرکس در مصیبت حسین (ع) اشک چشمش روان شود اگر چه به قدر بالمگسی باشد ، خداوند گناهان او را بیامرزد اگرچه بقدر کف دریا باشد
}
فوائد :
1_ گریه بر آن حضرت حرارت جهنم را خاموش می کند .
2_ کفاره ی گناهان است . که برای گریه کننده بر حضرتش گناهی باقی نمی ماند ،
رویات آن متواتر است .
3_ سبب بالا رفتن درجات ، و هیچ رتبه ای بالاتر از رتبه خاتم انبیا ء و اوصیاء او (ع)
نمی باشد و گریه کننده با ایشان و درجه ایشان خواهد بود .
4_ چشمی که برای امام حسین (ع) گریه کند نزد خدا محبوب است .
5_ ملائکه مقرب خدا آن اشک را می گیرند و به خزّان بهشت تحویل می دهند که با
آبهای بهشتی مخلوط کنند ، تا گواراتی و عطر آن آبها هزاربرابر گردد
6_ فردای قیامت همه چشمها گریان است ، مگر چشمی که بر امام حسین
(ع) گریه کرده است.
7_ شایسته صلوات خدا می شود چنان که در حدیثی وارد شده
: ![]()
اَلاوَ صَلَّی الله عَلَی الباکِینَ عَلَی الحُسینِ رَحمَةً وشَفَقَةً ![]()
![]()
نفرین پیامبر (ص) از قاتلان حسین (ع) و مجازات یزید
از عبدالرّحمن غنوی روایت شده که سلمان گفت : هیچ فرشته ای در آسمانها نماند مگر
این که به محضر پیامبر (ص) آمد ، و به آن حضرت در مورد مصیبت حسین (ع) تسلیت
گفت ، و درجات رفیع ثواب آن را به پیامبر(ص) خبر داد ، و اندکی از تربت او را که پیکر
حسین (ع) بر روی آن قرار گرفت و کشته و رها شد ، همراه خود داشت پیامبر (ع) به خدا
چنین عرض کرد :
« خدایا واگذار آن کس را حسین (ع) را واگذارد ، و بکش آن کس را که او را بکشد، و سر
آن کس را سرحسین (ع) را ذبح کند، ذبح فرما ، و او را از بهره ی آنچه دنبال آن است
محروم نما . »
عبدالرحمن غنوی گوید : سوگند به خدا یزید به زودی به کیفر اعمالش می رسید ، و پس
از قتل امام (ع) بهره ای نبرد، و در حال مستی شراب، خوابید و صبح او را مرده یافتند که
بدنش به گونه ای دگرگون یافته که گویی آن قیرگون کرده است، و همه آنان که به پیروی
از قتل حسین (ع) شرکت نموده بودند کشته شده و به جنون و بیماری جذام و پیسی مبتلا
شده ، و نسل آن ها نیز به این بلاها گشتند .
پاداش عظیم زیارت مرقد امام حسین (ع)
امام باقر (ع) فرمود : روزی حسین (ع) ( در دوران کودکی ) در آغوش پیامبر (ع) بود و
پیامبر (ع) از او نوازش می کرد و او را می خندانید، عایشه ( یکی از همسرا پیامبر ) به
آن حضرت عرض کرد : ای رسول خدا ! چقدر این کودک داری ، و با دیدار او شادی میشوی ؟
پیامبر (ع) وای بر تو چرا با او دوست نباشم و با دیدار او شاد نگردم و با این او میوه
قلب و نور چشمم است ؟ و امّتم او را خواهند گشت ، کسی که مرقد را زیارت کند، خداوند
ثواب یک حجّ از حجّ های مرا برای زیارت کننده می نویسد .
عایشه: به راستی ثواب یک حجّ از حجّ های شما را برای زیارت کننده می نویسد.
پیامبر(ص) بلکه ثواب دو حجّ را .
عایشه : به راستی ثواب دو حج را.
پیامبر (ص) بلکه ثواب سه حجّ را .
این سوال و جواب همچنان تکرار شد، تا اینکه پیامبر (ص) فرمود : خداوند ثواب نود حجّ
مرا با ثواب عمره های آن ها به زیارت کننده ی مرقد حسین (ص) خواهد داد .
الاولی : الایا اهل العالم ! انا الامام القائم .
الثانی : الا یا اهل العالم! انا الصمصام المنتقم .
الثالث: الا یا اهل العالم ! ان جدی الحسین قتلوه عطشانا.
الرابع: الا یا العالم ! ان جدی الحسین طرحوه عریانا.
الخامس : الا یا اهل العالم ! ان جدی الحسین سحقوة عریانا .
اول : ای اهل عالم آگاه باشید که من امام قیام کننده ام.
دوم : ای اهل عالم آگاه باشید که من شمشیر انتقام گر هستم.
سوم : ای اهل عالم آگاه باشید که جدم حسین را تشنه شهید کردند.
چهارم : ای اهل عالم آگاه باشید که جدم حسین را عریان رها کردند.
پنجم : ای اهل عالم آگاه باشید که بدن جدم حسین را از روی دشمنی خرد کرند.
نام این نوحه : دل خون تر از ابر طوفان
نام نوحه : بعضی روزها فکر میکنم باره گناهم دریـــــــــــــــــــــــافت نوحه
به عشقت دل ببستم من ز اندوهت شکستم من
ز پشت پرده خیمه طرفدار تو هستم من
فرستادم عزیزانم به سویت ای همه جانم
بدان بیش از خم زلفت ز غمهایت پریشانم
سپاه از بی کسی داری روان کردم به دلداری
دو گل را تا نمایند از عزیز فاطمه یاری
بنالند در غمت محنت به تنهایی تو غربت
پریشانی پریشانت ز آهت ناله در حیرت
توئی و لشکر اعدا شدی تنهاتر از تنها
ز درد بی کسی هایت فدایت ای گل زهرا
بیاوردی به خیمه گه دو دسته گل ز قتلگه
نشسته خون گلهایم به روی چهره ات ای مه
ز خون دیدم وضویت را کنم نفرین عدویت را
بمانم کنج خیمه تا نبینم شرم رویت را
مرغ دل بشکسته پر آید شتابان
رو سوی تو پر کشم ای ماه خوبان
آغوش تو گردیده چون محراب رازم
ا ی قبله عشقم ببین سوز و گدازم
دستم فدای صورتت کردم عمو جان
شد خون دستم هاله ای بر ماه تابان
بر سینهی پر خون تو جان می سپارم
در دل غمی غیر از غریبی ات ندارم
همچون علی اصغر بریزم خون حنجر
بر خاک پایت ای عزیز آل حیدر
مانند سقایت ببین دستم جدا شد
در راه تو ای عشق من جانم فدا شد
من از تبار مجتبی و فاطمه ام
در وقت جان دادن تو هستی زمزمه ام
منبع :http://hma.blogfa.com
بعضی روزا بار گناهم کاری کرده با من در پست بعدی می گذارم






